شنبه 9 بهمن 1389

آئینه شکسته از مهستی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

اگه من آینه شكسته اماگه تو غربتم نشستم
خودتو باز تو من نگاه كن
كه هنوز عاشق تو هستم
كه هنوز عاشق تو هستم

اگه تنهای روزگارم
واسه چشمات یه بیقرارم
واست عاشق منم یه عاشق
همه دنیامو از تو دارم
همه دنیامو از تو دارم

آه.. ای.. داد
منو دل یاری میداد
با... این... عشق
چه شبی داریم ای داد

آخه این دل دله شكسته
دل درد آشنای خسته
واسه تو پاك و بی غباره
همه دنیاشو از تو داره

دیگه تنهام و باورم كن
فقط اسم تو آشنامه
تو كه با من غریبه نیستی
غم عشقت تو این شبامه

اگه تنهای روزگارم
واسه چشمات یه بیقرارم
واست عاشق منم یه عاشق
همه دنیامو از تو دارم
همه دنیامو از تو دارم


شنبه 9 بهمن 1389

دریا از مهستی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

دریا دریا
دریا منو صدا کن
خاک با آب دوباره آشنا کن
دریا دلم گرفته دریا دلم گرفته
منو از این گرفتگی رها کن رها کن رها
دریا با من حرف بزن
نذار منو مجها به ساحل بدن
دریا دلم میخواد رو بال موجها منو تو یکشب ببری از اینجا
بذار بگن چشمهای بارون زده بازم تو دریا یه نفر گم شده
دریا جوابم بده
دریا جوابم بده
دریا جوابم بده


شنبه 9 بهمن 1389

بستر غم از مهستی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
بعد از تو هم با دل سخنها می توان گفت
بعد از تو هم این سوز هجران هرگز نمی آید به پایان

بی تو هم این عشق بی فرجام من شاید که پا بر جا بماند یا نماند
بی تو هم دریای بی آرام دل شاید به طوفانم کشاند یا براند
من که رسوای دل هستم کی زغم پروا کنم
می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم
دل ز دریا می زنم تا که دل دریا کنم

دل کی شود آزاد از این باد فریاد از بی داد از این غم
جز غم چه بود این عشق رسوا
شد هستی ام بر باد از این غم
بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت
بعد از تو هم با دل سخن ها می توان گفت
بعد از تو هم این سوز هجران
هر گز نمی آید به پایان
بعد از تو هم این سوز هجران
هر گز نمی آید به پایان
من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم
می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم
دل به دریا می زنم تا که دل دریا کنم


شنبه 9 بهمن 1389

دل منت كش از مهستی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

ای دل منت کش
نازشو نکش
دیگه حرفشو نزن
دیگه اشک براش نریز
نذار بدونه شبها تو رسوا
زار و بی قراری
نذار بدونه جز او آرزو نداری
دل منت کش
نازشو نکش
حرفشو نزن
دیگه اشک براش نریز
هرچی وفا کردی بلا کشیدی
چیزی بجز جور و جفا ندیدی
هرچی ازش باب بیا شنیدی
چیزی بجز رنگ و ریا ندیدی
چقدر تو خاری میکشی
شبها بیداری میکشی
حرفشو نزن
اشک براش نریز
فکر دیگه کن
گریه کمتر کن


شنبه 9 بهمن 1389

قسم از مهستی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

قسم به های های گریه هامون
قسم به های های گریه هامون
قسم به لرزیدنهای دلامون
نرو نرو نرو
قسم به هرچی عشق خوب و پاکه
به عاشقی که مست و سینه چاکه
به عابدی که پیشونیش رو خاکه
نرو نرو نرو
قسم به اون پرستو
که بالشو شکستن
به آهوی اسیری که دست و پاشو بستن
به اون کبوتران که دور حرم نشستن
نرو نرو نرو
دیگه نرو نرو نرو


پنجشنبه 7 بهمن 1389

علی غم زاده.......

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

سلام دوستان

متن ترانه های آلبوم های  همراز و گمگشته و پریزاد از مجید اخشابی گل هم تموم شد.

از این به بعد هم سعی خواهم كرد، چند تا از ترانه های مهستی را براتون بزارم.

ركورد پست ها رو زدم.بالای 100

هر ترانه ای رو كه خواستید می تونید توی صفحات قبلی پیدا كنید.

در صورتی كه كاستی دیدید یا نظری برای بهتر شدن وبلاگ داشتید،در قسمت نظرات اعلام كنید.

 

....عشق از هر گل سرخی دلپذیر تر است ، اما خارهای آن قلب تو را عمیق تر از هر خاری سوراخ می كند.........


پنجشنبه 7 بهمن 1389

بال فرشته از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

حتی تماشا تاراج تیشه است
دیوار حاشا محتاج ریشه است
دریا به دریا آئینه باشیم
بیش از همیشه بی كینه باشیم
چون بهار ، ای نگار ، بگذر به گلشن
گل بیار گل ببار ،ای گل به دامن
ای مه دوباره شب گریه بارست
چشم ستاره شب زنده دارست
مرهم سرشته است ای تیره بختان
بال فرشته است گل بر درختان
بال فرشته است شاخه درختان
چون بهار ، ای نگار ، بگذر به گلشن
گل بیار گل ببار ،ای گل به دامن
آن چشمه جاری آب حیات است
وان گل كه داری شاخه نبات است
گلگشت جنگل ، گلگشت دریاست
دریا و ساحل چشم تماشاست
بی گریه ابر گلشن نخندد
بی گریه شمع روشن نخندد
ای بر لب جو ، در دست بالا
تشنه ست آهو ، جو را میالا
چون بهار ، ای نگار ، بگذر به گلشن
گل بیار گل ببار ،ای گل به دامن


پنجشنبه 7 بهمن 1389

دل دیوانه از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

با تو رفتم،بی تو باز آمدم
از سر كوی او،دل دیوانه
پنهان كردم، در خاكستر غم
آن همه آرزو،دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چه ها كردی
تو مرا با عشق او آشنا كردی
پس از این زاری مكن هوس یاری مكن
تو ای ناكام دل دیوانه؛
با غم دیرینه ام به مزار سینه ام
بخواب آرام دل دیوانه
با تو رفتم،بی تو باز آمدم
از سر كوی او،دل دیوانه
پنهان كردم، در خاكستر غم
آن همه آرزو،دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چه ها كردی
تو مرا با عشق او آشنا كردی
پس از این زاری مكن هوس یاری مكن
تو ای ناكام ، دل دیوانه
با غم دیرینه ام به مزارسینه ام،
بخواب آرام دل دیوانه
بخواب آرام دل دیوانه


پنجشنبه 7 بهمن 1389

قاصدك از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

قاصدك های نقره ای ، خوش خبر اما بی صدا
آیینه های قصه گو،بی گفتگو،بی گفتگو بی ادعا

صدای قلب عاشقو از تو نگاش میشه شنید
روی سکوت ورقا،میشه نوشت،میشه نوشت و نت کشید

دست تو فانوس شبه ، جادویی از آغوش ماه
از واژه ها طرحی بكش ، با هراشاره ، هر نگاه

می خونم از چشمای تو ، حتی اگه تو نشنوی
با من بیا با گوش دل ، تا آخر این مثنوی

سكوت تو اوج صداست ، از خاطره با من بگو
از غربت آهنگ آه ، از لحن اشك آرزو

پای سفر داری اگر ، مهتاب رو وردار و بیا
فریاد كن هر واژه را ، با دست های بی ریا

دست تو فانوس شبه ، جادویی از آغوش ماه
از واژه ها طرحی بكش ، با هر اشاره هر نگاه

می خونم از چشمای تو ، حتی اگه تو نشنوی
با من بیا با گوش دل ، تا آخر این مثنوی


پنجشنبه 7 بهمن 1389

خانه به دوش از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

خرمن نکاشته هامون
چشمه نگو آتش فشونه
بشمریم نداشته هامون
هزار هزارتا کهکشونه
آرزو دریای شوره
دریای شور زندونه ماهه
ماهیا تشنه ترینن
روی لباشون آهه و آهه
بخت ماهیا سیاهه
سکه نقره و طلا
بند دل شاه و گدا
گزند عیبه
بخشش و مهر و وفا
لطف و صفا
سمند غیبه
نازنین سمند رو زین کن
مردای مرد رو گزین کن
نازنین شادی عشق رو
نذر دلهای حزین کن
سجده خاکی کمند آسمونه
برای ترک زمین یه جور کمین کن
عاشقی ستاره هزارتونه
کی میگه دوری و دوستی چاره تونه
زخمی تیغ و ترنجه حسن یوسف
شاهدم پیراهنای پاره تونه
آهنه اون که دلش سرد و سیاهه
آینه ی روی دلش ماته یه آهه
هممون رو ازگل و خار آفریدن
ماها عاشقیم فرشته بی گناهه
نازنین سمند رو زین کن
مردای مرد رو گزین کن
نازنین شادی عشق رو
نذر دلهای حزین کن
سجده خاکی کمند آسمونه
برای ترک زمین یه جور کمین کن
گل قالی گل شالی گل گندم گل گندم
پس میارن واسه یک تشنه هزار دریا رو مردم


پنجشنبه 7 بهمن 1389

زائر فردا از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

نفست ای آشنا
چون سكوت شب رسا
در پاییز ، در گلریز
تو بمان ای همصدا
دست تو خورشید من
در شب دریا شدن
ای جاری ، ای روشن
از فردا حرفی بزن
در شب خاموشی صحرا ای خورشید
صبح سرشار صدای ما باش
شور آوازم تویی در این ساحل ای دل
بال پروازی برای ما باش
بارش مهر ، بر گونه گلها
در نگاهت صد پنجره پیدا
ای مسافر ، ای زائر فردا
میخوانمت باز ، با آوای دریا


پنجشنبه 7 بهمن 1389

مژدگانی بهار است از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

از غم آزادم ای دلدارم
گر کنی یادم در شب تارم
چون خزان بمیرد گل جهان بگیرد
آتش گل از باغ سر کشد به آفاق
بر زند به گلشن برق صبح روشن
ای یار همنوایم آشنایم همسرودم همسرایم
با حسودم گو نوایم
چو خون چکان ترانه رسم به هر کرانه
ای شمع شام تارم بی قرارم
بی تو ابری خون نگارم تا بروید گل ز خارم
رسم به هر کرانه چو خون چکان ترانه
گلشن ای نازنین بشکفد بعد از این
دل نماند حزین مژدگانی بهار است
ای گلستان گل جان تو جان گل
گل به قربان گل مژدگانی بهار است


پنجشنبه 7 بهمن 1389

فصل پرواز از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

فصل پرواز پرستوهای نور
می بره مارو به اون روزهای دور
میبارید از آسمون پولك و یاس
فكر میكردیم همه دنیا مال ماست
خوش نشستی به دل منتظرم
گفتی پا به پام میای هرجا برم
ولی تو نشستی توی نیمه راه
نگو به عقوبت كدوم گناه
دل به دریا زدی اما بی هوا
زیر و رو شد همه چی با یه خطا
سرنوشت رو دیگه سرزنش نكن
حالا كه شدی گرفتار بلا
گله كم كن پرشكسته كه نمرده شوق پرواز
آسمون نرفته از یاد با دوبال من كن آغاز
قانون زندگی اینه با كسی شوخی نداره
كمر همت و بستی حالا یا علی دوباره
ابر غفلت پر رگبار غمه
هنوزم قصه سیب و آدمه
واسه جبران شكستن یه دل
قد كهكشون پشیمونی كمه
راه نداره به دل من هركسی
نشو تسلیم غم دلواپسی
روی جاده های عبرت پابذار
بیا با من تا به دریا برسی


پنجشنبه 7 بهمن 1389

پریزاد از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

ولوله ی ساز با تو شد آغاز
محو عبور قافله ی ناز

هلهله ی ماه ، چاره ی دلخواه !
پرنكش از من ، سلسله ی آه !

پریزادی و من دلتنگ تو
نشسته به سازم آهنگ تو

تو آشوب شهر خاموش من
گرفت عطر مویت آغوش من

بودای پاییز ، از خلسه برخیز
از كوچه باغم ، عطر تو لبریز

خیال زارم ، سوز سه تارم !
لبخند و اشكم ، حال بهارم !

تو كه هم بغض شباویزی و هم رقص هما
چنگ باران به سر انگشت تو آید به صدا !
پس چرا من نشنیدم ز لبت جز نت لا !؟

تو كه آتیش ترنجی و شرار گل ناز
پرنیان نفست شعله ی خاكستر راز
عشق سوزان خلیلم ، تو گلستان نیاز

تو ملاحت مژه ای ، غرق تماشای توام
رو بگیری ! بزنی ! یا بكشی پای توام

لحن موسیقی من جذبه ی افسانه ی تو
زلف تو بركه ی شب ، زورق من شانه ی تو
روی تو روی پری ، معبد من خانه ی تو

ولوله ی ساز با تو شد آغاز
محو عبور قافله ی ناز

هلهله ی ماه ، چاره ی دلخواه !
پرنكش از من ، سلسله ی آه !

پریزادی و من دلتنگ تو
نشسته به سازم آهنگ تو

تو آشوب شهر خاموش من
گرفت عطر مویت آغوش من


پنجشنبه 7 بهمن 1389

بنده نواز از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

یه شهر سبز دلنواز

 

 دامن کوه و دشت ناز

 

بگی نگی رو به فراز

 

اون طرف پل نیاز

 

تو کوچه سوز و گداز

 

بنبست راز محله بنده نواز
آی قبیله خداتون عاشقه
داغ عاشقی شقایقه
زن و عطر و نماز حقایقه
راز عاشقای صادقه
روی دریای خون یه قایقه
بن بست راز محله ی بنده نواز
از بام هوی در باد
کاشانه ام افتاد
عاشق شدم و مجنون
دل خانه ات آباد
ای زلف سیاهت شب
مات رخ ماهت شب
عشق تو به بادم داد
دل خانه ات آباد


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...

جاوا اسكریپت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic