شنبه 25 دی 1389

این قدر تو رو دوست دارم از امین رستمی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

این قدر تو رو دوست دارم

که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره

این قدر برات می میرم

قد یه دنیا خوبی قد هزار تا ستاره

بی تو دلم میگیره

، وقتی تنها میشم کارم انتظاره

این قدر تو رو دوست دارم

که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره

وقتی نگاهم می کنی قشنگیاتو دوست دارم

حالت معصوم چشات رنگ نگاتو دوست دارم

وقتی صداتو میشنوم دلم برات پر می زنه

ترس یه روز ندیدنت غم بزرگ قلبمه

این قدر تو رو دوست دارم

 که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره

این قدر برات می میرم

قد یه دنیا خوبی قد هزار تا ستاره

بی تو دلم میگیره،

وقتی تنها میشم کارم انتظاره

این قدر تو رو دوست دارم

که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداره


شنبه 25 دی 1389

مجنون لیلی از مازیار فلاحی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

کنار ِ سیب و رازقی نشسته عطر ِ عاشقی
من از تبار ِ خستگی, بی خبر از دلبستگی... عاشقم

ابر شدم, صدا شدی
شاه شدم, گدا شدی
شعر شدم, قلم شدی
عشق شدم, تو غم شدی

لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو
گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون ِ تو
گمگشته در بارون ِ تو

مجنون ِ لیلی بی خبر
در کوچه هایت در به در
مست و پریشون و خراب
هر آرزو نقش ِ بر آب
شاید که روزی عاقبت
آروم بگیرد در دلت

کنار ِ هر ستاره ای نشسته ابر پاره ای
من از تبار ِ سادگی بی خبر از دلدادگی... عاشقم

ماه شدم, ابر شدی
اشک شدم, صبر شدی
برف شدم, آب شدی
قصه شدم, خواب شدی

لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو
گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون ِ تو
گمگشته در بارون ِ تو

مجنون ِ لیلی بی خبر
در کوچه هایت در به در
مست و پریشون و خراب
هر آرزو نقش ِ بر آب
شاید که روزی عاقبت
آروم بگیرد در دلت


جمعه 24 دی 1389

(گیج) از فرزاد فرزین

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

گیج میزنی‌ انگاری عاشق شدی!!!
با یه نگاه ساده دلو سپردی
اونم دلی‌ که عمری بی‌خیال بود با عشوه اوج بیقراری مردی
روزا همش تو فکرشی میدونم، میدونم
غروب دلت می‌خواد کنارت باشه
شبا به مهتاب میگی‌ از دور بیاد
میگی‌ تو خوابش ستاره بپاشه
از آتیشی که افتاده به جونت، به جونت
مگه نگفتی عاقبت میسوزی؟!
غروب و بغض و هق هق ترانه
چشاتو به عکس چشاش میدوزی


آره چشاتو به عکس چشاش میدوزی


گیج میزانی‌ انگاری عاشق شدی
با یه نگاه ساده دلو سپردی
اونم دلی‌ که عمری بی‌خیال بود
با عشوه اوج بیقراری مردی
روزا همش تو فکرشی میدونم، میدونم
غروب دلت می‌خواد کنارت باشه
شبا به مهتاب میگی‌ از دور بیاد
میگی‌ تو خوابش ستاره بپاشه
از آتیشی که افتاده به جونت، به جونت
مگه نگفتی عاقبت میسوزی؟!
غروب و بغض و هق هق ترانه
چشاتو به عکس چشاش میدوزی


آره چشاتو به عکس چشاش میدوزی


گیج میزنی‌ انگاری عاشق شدی
با یه نگاه ساده دلو سپردی
ساده دلو سپردی,ساده دلو سپردی...
گیج میزنی‌ انگاری عاشق شدی
با یه نگاه ساده دلو سپردی
اونم دلی‌ که عمری بی‌خیال بود
با عشوه اوج بیقراری مردی


جمعه 24 دی 1389

(یکی را دوست میدارم) از معین

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم
نگاهش میکنم
شاید
شاید
بخواند از نگاهه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
وای
به برگ گل نوشتم من
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس
ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه
ولی ناگه
ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبندهای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم

پینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزم تنم از عشق امید طرم دارد
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم


جمعه 24 دی 1389

(یه كاری كن) از شادمهر عقیلی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

یه کاری کن که می تونی یه خونه شو تو ویرونی

                                             
از این بیشتر نپرس از عشق نمیدونم نمیدونی

تو این تقویم دل مرده کسی اشکاشو نشمرده

                                             
کجا دیدی که تنهایی غمهاشو با خودش برده

یه کاری کن از این بیشتر نیفتم تو غم آخر

                                             
نذار شمع حضور من یه شعله شه تو خاکستر

نگو دوره نگو دیره نگو این قصه دلگیره

                                             
یه عمری رفته از دستم نیای عشق تو می میره

یه کاری کن که می تونی یه خونه شو تو ویرونی

                                           
از این بیشتر نپرس از عشق نمیدونم نمیدونی

تو این تقویم دل مرده کسی اشکاشو نشمرده

                                             
کجا دیدی که تنهایی غمهاشو با خودش برده


جمعه 24 دی 1389

دهاتی از شادمهر عقیلی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

ساده بگم ساده بگم ساده بگم دهاتیم اهل همین نزدیکیا


همسایه ی روشنایی و همخونه ی تاریکیا

ساده بگم ساده بگم بوی علف میده تنم

هنوز همون دهاتیم با همه شهری شدنم

باغه غریب دل من گلای زینتی نداشت

اسب نجیب ده من معنای قیمتی نداشت

اما همون چارتا دیوار با بوی خوب کاگلش

اما همون چندتا خونه با مردم ساده دلش

برای من که عکسمو مدتیه ی تو آب چشمه ندیدم

برای من که شهری ام از اون هوا دل بریدم

دنیایی که دیدن اون اگرچه مثل قدیما راه درازی نداره

اما میدونم که دیگه دنیای خوب سادگی به من نیازی نداره


جمعه 24 دی 1389

علامت سوال از شادمهر

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس

سهم من از بودن تو یه خاطرست همینو بس

تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم

دارم به آخر میرسم از اونور شب اومدم

یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم

میخوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم

بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم

باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو نگام                شوق رسیدن تو تنم

تو حجم سرد این قفس        منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم از آرزوهای مهال

قصه ما تموم شده با یه علامت سوال

بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم

باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم


جمعه 24 دی 1389

پر پرواز از شادمهر

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

تو حضور مبهم پنجره ها           روبرومون دیوارای آجریه

خورشید روشن فردا مال تو       سهم من شبای خاكستریه,

توی این دلواپسی های مدام    جز ترانه های زخمی چی دارم

وقتی حتی تو برام غریبه ای     سر رو شونه های بارون  میزارم

اسم تو برای من مقدسه        تا نفس تو سینه پر پر  میزنه

باورم كن كه فقط باور تو           میتونه قفل قفس رو بشكنه

منمو یه  آسمون بی دریغ          منمو یه كوره راه نا گزیر

 ای ستاره شبای مشرقی        پر پرواز منو از من نگیر

 


جمعه 24 دی 1389

(سلطان قلب ها)

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

یه دل می گه برم برم
یه دلم می گه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بی تو چه کن

مپیش عشق ای زیبا زیبا
خیلی کوچیکه دنیا دنیا
با یاد توام هر جا هر جا
ترکـت نـکـنـم

سـلطان قلـبم تـو هـسـتی تـو هـسـتـی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی
با من پیوستی

اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بـر یـار دیـگر نـبـنـدم دلـم را
سـرشــارم از آرزو و تـمـنـا ای یار زیبا

یه دل می گه برم برم
یه دلم می گه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بی تو چه کنم

پیش عشق زیبا زیبا
خیلی کوچیکه دنیا دنیا
با یاد توام هر جا هر جا
ترکـت نـکـنـم

سـلطان قلـبم تـو هـسـتی تـو هـسـتـی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی با من پیوستی

اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بـر یـار دیـگر نـبـنـدم دلـم را
سـرشــارم از آرزو و تـمـنا
ای یار زیبا ای یار زیبا


پنجشنبه 23 دی 1389

پیک سحری

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

یک نفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری
گو که زهجرش به فغانم به فغانم
ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم،نتوانم،نتوانم

من غرق گناهم تو عذر گناهی
روز و شبم را تو چو مهری و چوماهی
چه شود گر مرا رهانی زسیاهی
چون باده به جوشم در جوش و خروشم
من سر زلفت به دو عالم نفروشم
یک نفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری
گو که زهجرش به فغانم به فغانم
ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم،نتوانم،نتوانم
همه شب بر ماه و پروین نگرم
مگر آید رخسارت در نظرم
چه بگویم،چه بگویم،به که گویم این راز
غمم این بس،که مرا کس،نبود دمساز

یک نفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری
گو که زهجرش به فغانم به فغانم
ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم،نتوانم،نتوانم


پنجشنبه 23 دی 1389

هوای تو از علیرضا افتخاری

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

میروم و نمیرود از سر من هوای تو
هوای تو....
داده فلك سزای من تا چه بود سزای تو
سزای تو.....
میروم و نمی رود نام تو از زبان من
ده كه نمی پرسی از كسی نام من و نشان من

دیگر به لب نیا رم حدیث آشنایی
شكسته در گلویم نوای بی نوایی
نوای بی نوایی .....
فتاده هستی من به كام نا مرادی ی ی...
ز چهره ام تو گویی پریده رنگ شادی ی ی....
میروم و نمیرود از سر من
از سر من......

میروم و نمیرود از سر من هوای تو
هوای تو....
داده فلك سزای من تا چه بود سزای تو
سزای تو.....
میروم و نمی رود نام تو از زبان من
ده كه نمی پرسی از كسی نام من و نشان من

كنون كه می فریبد مرا سراب هستی
دووم عنان دل را دهم به عشق و مستی
دهم به عشق و مستی.....
این كه شد از عشق و وفا زیر و زبر هستی من
هستی من ....
راز دل زار مرا كرده عیان مستی من


چهارشنبه 22 دی 1389

مسافر از محسن چاوشی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

ای مسافر غریبه

چرا قلبمو شکستی

رفتی و تنهام گذاشتی

ای که بی تو تک و تنهام

توی این غربت سنگی

می دونم بر نمی گردی

شدی همرنگ دو رنگی

همه زندگی من اون نگاه عاشقت بود

چرا فکر کردی به جز من

یکی دیگه لایقت بود

رفتی و ازم گرفتی

اون نگاه آشناتو

واسه من بمبی گذاشتی التهاب لحظه ها تو

حالا من تنها نشستم

با نوای بی نوایی

چه غریبم بی تو اینجا


ای غریبه بی وفایی


سه شنبه 21 دی 1389

شعر بنده نواز از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

یه شهر سبز دلنواز
دامنت کوه و دشت ناز
بگی نگی رو به فراز
اون طرف پل نیاز
تو کوچه ی سوز و گداز
بن بست راز
محله ی بنده نواز

آی قبیله خداتون عاشقه
داغ عاشقی شقایقه
زن و عطر و نماز حقایقه
راز عاشقای صادقه
روی دریای خون یه قایقه
بن بست راز
محله ی بنده نواز

از بام هوا در باد
کاشانه ام افتاد
عاشق شدم و مجنون
دل خانه ات آباد
ای زلف سیاهت شب
مات رخ ماهت شب
عشق تو به بادم داد
دل خانه ات آباد


سه شنبه 21 دی 1389

شعر نشکن دلمو از محسن یگانه

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرارا من نشستم
نشکن دلمو
به خدا آهم میگیره دامن تو عاقبت یه روز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن دلمو
آهم میگیره دامن تو عاقبت یه روز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرارا من نشستم
نشکن دلمو
به خدا آهم میگیره دامن تو عاقبت یه روز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن دلمو
آهم میگیره دامن تو عاقبت یه روز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز



سه شنبه 21 دی 1389

ای نامت بر دل و جان

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

ای نامت بر دل و جان، در همه جا
به هرزبان جاریست
عطر پاک نفست، بر دل ما
چو کهکشان جاری ست
نور یادت، همه شب
بر دل ما چو کهکشان جاریست

 

تو نسیم خوش نفسی
من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی
همچو مرغی در قفسم


تو با منی اما
من از خودم دورم
چو قطره از دریا
من از تو مهجورم.
 
با یادت ای بهشت من، آتش دوزخ کجاست؟
عشق تو در سرشت من، با دل و جان آشناست


تعداد کل صفحات: 9 ... 4 5 6 7 8 9

جاوا اسكریپت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات