دوشنبه 18 بهمن 1389

دوست داشتن از مجید خراطها

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

ببین همه هستی و مستی
و عشقم و به پای تو باختم
روزگار سردم
رفتی و نیستی و تنهایی اومده
سوختم و ساختم
حالا فقط یه چیز میخوام از تو
بذاری دست توی دستام
خاطره هام ..

بگو که سردی با همه

دلت میاد دم رفتنه
میگی نیا دنبال من
گفتم عشق من
بمون پیش من
دوست دارمن
بمون پیش من

رفتی و منو تنها گذاشتی
من موندم و عکسی که برام گذاشتی
هر شب نگاه می کنم من به عکس تو
دلم تنگ شده واسه اون چشمایی که داشتی
دلمو فقط میدم به تو
هر شب میبینم خواب تو
همه دنیا رو گشتم نبود مثل تو
خانم ببخشید ...

میزنی به گند تو دوست دارم رو
نگو برو تو رو نمیخوام
دارم زجر میکشم عزیزم
دستم و تنها نذار گلم
بذار که فریاد بزنم میخوام بگم دوست دارم

دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم

حرفام تموم شد
دیگه چیزی ندارم بگم
اگه منو نمیخوای
باشه از پیشت میرم
اما بدون بعد میام سراغتو میگیرم
تنهام گذاشتی
ولی بازم برات میمیرم
کاش بدونی بی کسی
چی به روزمن آورد
اینهمه بی مهری هات
تو رو از یادم نبرد


جاوا اسكریپت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات