سه شنبه 5 بهمن 1389

افسوس از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

افسوس بر آن عمر گرامی كه هدر شد
آن معبد رویایی من زیر و زبر شد
دردا كه تو مرد سفر عشق نبودی
افسوس دل غافل من بی خبر شد
روزی كه دل عاشق من تازه نفس بود
در چشم من از هر دو جهان عشق تو بس بود
حسرت به كف آورد و به خورشید نظر داشت
بیچاره عقابی كه گرفتار قفس بود
سلام ای چلچراغ قطره های اشك نومیدی
سلام ای غم كه جای تنگ این دل را پسندیدی
بیا تا پر بگیرد از دل من جغد این كابوس
بیا و در كتاب خاطرات من بخوان افسوس


جاوا اسكریپت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات