چهارشنبه 6 بهمن 1389

خانه سودا زا مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    

شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم
شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم

در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم
در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر این سقف مصفا دلم

در طلبِ گوهرِ گویای عشق، موج زند ، موج ، چو دریا دلم
در طلبِ گوهرِ گویای عشق، موج زند ، موج ، چو دریا دلم

آه که امروز دلم را چه شد، دوش چه گفته است کسی با دلم
آه که امروز دلم را چه شد، دوش چه گفته است کسی با دلم

از دلِ تو در دل من نکته هاست، وه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی، وای دلم ، وای دلم ، وا دلم

از دلِ تو در دل من نکته هاست، وه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی، وای دلم ، وای دلم ، وا دلم


جاوا اسكریپت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic