پنجشنبه 7 بهمن 1389

مرز تردید از مجید اخشابی

   نوشته شده توسط: علی غم زاده    


 
شاید اینو تو نفهمی,حس من از جنس نوره
شور وحشی جوونی, از دل من دیگه دوره
تو پر از شور و نشاطی, واسه من نبض حیاتی
توی این غروب حسرت, آخرین راه نجاتی
توی رویاهای دورت, خواب آهو رو می بینی
شاپرك تو باغ رویا, گل آرزو می چینی
اما رویای جوونی, میره از یاد تو روزی
مثل امروز من اونروز, تو خودت باید بسوزی
تو ببین نیاز قلبم, به تو و طراوت توست
لمس شیطون نگاهت, به تو و لطافت توست
دل خستمو می تونی, جون تازه ای ببخشی
تو شب قطبی ستاره, تو می تونی بدرخشی
تو بلندای نگاهت , وا می شه پرای بستم
اون عقابم كه تو پرواز , مرز تردیدو شكستم
نگیر این حس قشنگو , تو بذار تا جون بگیرم
پر بگیرم از زمینو , راه آسمون بگیرم
گل من یه عمری گل باش , به صفا و لطف و پاكی
خوبی تو سربلندیست, واسه این غریب خاكی
فرصت پریدنم رو , نگیر از این مرد عاشق
بی تو می میره دل من , توی زندون دقایق
تو شبای بی پناهی , عاشقت رو تنها نگذار
بیا و ستاره ای شو , واسه این چشمای بیدار
با نگاه آبی تو , غرق مهربونی می شم
راهی قصر محبت , شهر همزبونی میشم
یه عقاب سركشم من , توی آسمون امید
كه از اون بالاها تنها, خونه عشق تو رو دید


جاوا اسكریپت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic